آتش می گیرند چشمان بی رنگ من از خواب خاک...

فریاد تیره ام به انتها می رسد

از تو تازه می شوم..

ترس را گم می کنم..

سایه ها دیگر نیستند..

آرام می شوم...امشب آسوده می خوابم