لحظه ای کنارم باش

لحظه ای با من باش
تا از آن لحظه برویم تا گل
که ببندم از نگاه تو به هر ستاره پل
لحظه ای با من باش
تا که از تو نفسی تازه کنم
تا از آن لحظه با تو سفر آغاز کنم
سفری تا ته بیشه های سر سبز خیال
تا به دروازه ی شهر آرزوهای محال
سفری در خم و پیچ گذر ستاره ها
از میون دشت پر خاطره ی ترانه ها
لحظه ای با من باش
لحظه ای با من باش تا به باغ چشم تو پنجره ای باز کنم
از تو شعر و قصه و ترانه ای ساز کنم
شعر هم صدای بارون
رنگ سبز جنگل و بی دریا
قصه ای به رنگ و عطر
قصه های عشق عاشقای دنیا
از یه لحظه تا همیشه
میشه از تو پر گرفت تا اوج ابرا
کوچه پس کوچه ی شهرو با خیالت پرسه زد تا مرز فردا
لحظه ای با من باش
لحظه ای با من باش
+ نوشته شده در جمعه نهم اردیبهشت ۱۳۹۰ ساعت 14:33 توسط مجتبی
|
عشق رازی است مقدس