لحظه ای با من باش..

لحظه ای با من باش
تا از آن لحظه برویم تا گل
که ببندم از نگاه تو به هر ستاره پل
لحظه ای با من باش
تا که از تو نفسی تازه کنم
تا از آن لحظه با توسفر آغاز کنم
سفری تا ته بیشه های سبز خیال
تا به دروازه ی شهر آرزوهای محال
سفری در خم و پیچ گذر ستاره ها
لحظه ای با من باش
تا به باغ چشم تو
پنجره ای باز کنم
از تو شعر و ترانه ای ساز کنم
شعری هم صدای باران
رنگ سبز جنگل و آبی دریا
از یه لحظه تا همیشه
میشه از تو پر گرفت تا اوج فردا
لحظه ای با من باش...
+ نوشته شده در یکشنبه چهاردهم فروردین ۱۳۹۰ ساعت 22:46 توسط مجتبی
|
عشق رازی است مقدس