دلتنگی ها

پای پنجره نشستم كوچه خاكستریه
باز زیر باروون
من چه دلتنگتم امروز
انگار از همون روزاست
حال و هوام رنگ توئه
كوچه دلتنگ توئه
دلم گرفته دوباره هوای تو رو داره
چشمای خیسم واسه دیدنت بی قراره
این راه دورم خبر از دل من كه نداره
آروم ندارم یه نشونه میخوام واسه قلبم
جز این نشونه واسه چیزی دخیل نمیبندم
این دل تنهام دوباره هوای تو رو داره
هوای شهر تو و بوی گلها
پیچیده توی اتاقم مثل خواب
داره بدجوری غریبی میكنه
آخه جز تو دردمو كی میدونه...
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم اردیبهشت ۱۳۹۰ ساعت 23:56 توسط مجتبی
|
عشق رازی است مقدس