تنهایی ام را به جشن می نشینم


بغض زمینی ام می شکند


برای تمام دقیقه های غریب


ساعت های مات


وسال های بیهوده.


امروز مانند هر روز دیگری تو نیستی


و من شعرهایم بوی باران می گیرد


خوب می دانم که هنوز وقت گریستن نیست...
vvyxjuf3g98i31hm6p.jpg