تنهایی ام را به جشن می نشینم
تنهایی ام را به جشن می نشینم
بغض زمینی ام می شکند
برای تمام دقیقه های غریب
ساعت های مات
وسال های بیهوده.
امروز مانند هر روز دیگری تو نیستی
و من شعرهایم بوی باران می گیرد
خوب می دانم که هنوز وقت گریستن نیست...
بغض زمینی ام می شکند
برای تمام دقیقه های غریب
ساعت های مات
وسال های بیهوده.
امروز مانند هر روز دیگری تو نیستی
و من شعرهایم بوی باران می گیرد
خوب می دانم که هنوز وقت گریستن نیست...

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم آذر ۱۳۹۱ ساعت 12:29 توسط مجتبی
|
عشق رازی است مقدس