حس من....

حسی در من آمده!
شبیه رفتن، شبیه یک آخ
شبیه مُردن یک طفل به هنگام تولد
شبیه صدای فریاد یک رود که به مرداب می ریزد
شبیه درد
شبیه یک کاغذ بی قلم
شبیه یک مرغ عشق بی جفت
شبیه زمین بی آسمان
شبیه یک دنیای بی خورشید
شبیه امروز بی فردا
شبیه یک نگاه منتظر
شبیه حس دلتنگی
دل تنگم، ترسی ندارم که فریاد می کنم
حس من این است
امروز بی فردا، دنیای بی خورشید، زمین بی آسمان
مرغ عشق بی جفت، کاغذ بی قلم، یک درد
فریاد رودی که به مرداب می ریزد
مُردن یک طفل به هنگام تولد، رفتن، مُردن ،یک آخ
تمام این واژه ها به یک معناست
دلتنگم...
+ نوشته شده در چهارشنبه سوم فروردین ۱۳۹۰ ساعت 19:54 توسط مجتبی
|
عشق رازی است مقدس