چندشبه خیلی دلم گرفته

میخوام یکی رو پیدا کنم که سرمو بزارم رو شونشو زار زار گریه کنم ولی کسی نیست...

چقدر من بیقرارم...!

تو کوچه و خیابون هرکسی رو که میبینی سرش تو کار خودشه، انگار نه انگار که بقیه هم ادم هستن

امروز یه پدری رو دیدم که داشت با پسرش دعوا میکرد، با خودم گفتم مگه این طفله معصوم چیکار کرده که باید.........

چه پدر ظالمی...

خدا چقدر امتحانت سخته!!

یعنی من میتونم تو این امتحانت قبول بشم، من که گناهکارم..

نمی دونم خدا منو چقدر دوست داره!!؟

ولی اینو خوب میدونم که خیلی مهربونه و من خیلی دوستش دارم

میدونم که همیشه کمکم می کنه...

بالاخره خودش برام یه شونه پیدا میکنه که سرمو بزارم روشو ارامش بگیرم...

خدا دوستت دارم...

چقدر تو مهربونی...