دو واژه از عشق.....
سالها پیش در یك صبح مه آلود و سرد
آكنده از دستهای تهی از سبزی حیات به دنیا آمدم
دو واژه از عشق
دوفرشته ی زمینی
سرفصل هستی ام شدند,
كلمه كلمه مرا آموختند
از خوبی و صفا و صمیمیت
خدایا
كمكم كن حاصل سالها زحمت و محبت این دو فرشته ی مهربان را از خط خوردگی حفظ كنم
+ نوشته شده در شنبه بیست و هفتم شهریور ۱۳۸۹ ساعت 20:33 توسط مجتبی
|
عشق رازی است مقدس