00000.jpg

تو که نیستی

هیچ کجا نمی روم...

نه به دیدن جنگل های پر سایه

و کاج های تلخ

نه به تماشای ماه و شعله های کور

و نه حتی

به همنشینی آفتاب

و ریز خنده های نور

بالهایم را که برده باشی

با تکه پاره های دلم که میشود پر بکشم

نه بال می خواهم و نه آسمان

گستره ی دستان تو را می خواهم

که همه ی زندگی من است