قسم خوردم

شايد

بايد تا آخر عمر پاش بمونم

ببين

قسمي که خوردم پاش هستم

بعد تو

هر کس اومد نموند توي زندگيم

کسي که قرار بود بشه همدم آيندم شايد هيچوقت نشه

دلم ميخواد تنها باشم

تنهايي وقتم آزاد تره

ديگه دغدغه زندگي ندارم

ديگه در قبال کسي مسئوليت ندارم

قسمت نشد با کسي باشم

گفتم هنوز هيچي مشخص نيست

دوست داشت کنارم باشه ولي ديدم نميتونم در قبالش مسئوليت پذير باشم

گفتم خودشو علاف من نکنه و به اولين خواستگارش جواب بده

من ديگه آدم قبل نيستم

عوض شدم

احساساتم عوض شده

ولي حرفام عوض نشده

پس بدان تا آخر پاي تمام حرفام و قسمام هستم

شايد همين قسم باعث شده با کسي نباشم و اگه هم هستم بعد چند وقت يه اتفاق باعث ميشه ازش جدا بشم

زندگيم به خودم مربوطه

دوست دارم هميشه تنها باشم

ميدوني چيه؟

ياد گرفتم ديگه با قلبم تصميم نگيرم

ياد گرفتم بي رحم باشم

اگه از دلم مايه بذارم باختم

مثله وقتي که به تو باختم

منطق بر احساسم غلبه کرده

پاي قسمم هستم تا آخر عمرم