چـشمـاشـو بستـــــ و رفــتـــــ ...

یه وقـتایی که دلتـــ گـرفته
بغـض داری ،
آروم نـیستــی
دلتــــــ بـــراش تـنگـــــ شده
حـوصله ی هـیـچـکسو نـداری
به یــاد لحظه ای بیفتـــــ کـه
اون هــمه ی بی قـراری هــای تـو رو دیـــد
امـــــــا ....
چـشمـاشـو بستـــــ و رفــتـــــ ...
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم اسفند ۱۳۹۱ ساعت 14:45 توسط مجتبی
|
عشق رازی است مقدس