آرزوهایم را...

درست مثل آرزوهایم
که نیستند
که ندارمشان
مانده ام شب آرزوها که بیاید دست به اجابت کدام
دل خواسته ی نا خواسته ام ببرم
که ردی از تو نباشد
میان رج به رجش
بی آرزویی هم بد نیست
تو که هر چه اینجا بود و با ما بود بردی
همین " بیدلی" بسمان است به خدا
آرزوهایم را پس میدهی؟؟...
+ نوشته شده در جمعه نهم اردیبهشت ۱۳۹۰ ساعت 14:34 توسط مجتبی
|
عشق رازی است مقدس