زمان رفتن..

دورتر خواهم شد..
آنقدر دور که در یافتنم شکوه کنی
آنقدر دور که گهگاه به خوابم بینی
و دگر بگریزم..
از پس هجوم بی رحم دلشکستنها
به خدا خواهم رفت..
به خدایی که تو می خوانی و من میدانم..
+ نوشته شده در چهارشنبه چهارم خرداد ۱۳۹۰ ساعت 16:40 توسط مجتبی
|
عشق رازی است مقدس