نمیدونم
بعد 9 ماه باعث شدی به گذشته فکر کنم
بعد 9 ماه دوباره خاطرات اومد جلو چشمام
نمیدونم
شاید باید تا اخر پای قسمم بمونم
شاید نه
هنوز دل به کسی ندادم
نمیتونم احساس قبلمو داشته باشم
بعد رفتنت به هیچ چیزی فکرنکردم
حتی به ماکان و پرمیس
حتی به اون خونه
فقط وقتی میرم خونه یادت میفتم
کاش هیچوقت نمیرفتی
میدونم دیگه نه من جلو تو اعتبار دارم نه جلو خانوادت
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم اردیبهشت ۱۳۹۲ ساعت 13:18 توسط مجتبی
|
عشق رازی است مقدس